السيد الخميني
7
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
و ساير تفسيرهايى كه نوشته شده است ، اينها هم همينطور . قرآن يك كتابى نيست كه بتوانيم ما يا كس ديگرى يك تفسير جامعى - آن طور كه هست - بنويسد . علوم قرآن يك علوم ديگرى است ماوراى آنچه ما مىفهميم . ما يك صورتى ، يك پردهاى از پردههاى كتاب خدا را مىفهميم ، و باقيش محتاج به تفسير اهل عصمت است ، كه معلَّم به تعليمات رسول اللَّه بودهاند . در اين اواخر هم يك اشخاصى پيدا شدهاند كه اصلًا اهل تفسير نيستند ، اينها خواستهاند مقاصدى كه خودشان دارند به قرآن و به سنت نسبت بدهند . حتى يك طايفهاى از چپىها و كمونيستها هم به قرآن تمسّك مىكنند ، براى همان مقصدى كه دارند اينها اصلًا به تفسير كار ندارند ، به قرآن هم كار ندارند ، اينها مقصد خودشان را مىخواهند به خورد جوانهاى ما بدهند ، به اسم اينكه اين اسلام است . و لهذا آنچه من عرض مىكنم اين است كه اشخاصى كه رشد علمى زياد پيدا نكردهاند ، جوانهايى كه در اين مسائل و در مسائل اسلامى وارد نيستند ، كسانى كه اطلاع از اسلام ندارند ، نبايد اينها در تفسير قرآن وارد بشوند و اگر روى مقاصدى آنها وارد شدند ، نبايد جوانهاى ما به آن تفاسير اعتنا كنند . و از چيزهايى كه ممنوع است در اسلام « تفسير به رأى » است « 1 » كه هر كسى
--> ( 1 ) - روايات متعددى در منابع حديثى شيعه و سنى در ممنوعيت تفسير به رأى آمده استاز آن جمله : عن النبي صلى الله عليه و آله : « من فسّر القرآن برأيه فقد افترى على اللَّه الكذب » ؛ « هر كس قرآن را به رأى خود تفسير كند ، به يقين بر خداوند دروغ بسته است » . و عن النبى صلى الله عليه و آله : « من فسّر القرآن برأيه فليتبوّأ مقعده من النار » ؛ « هر كس قرآن را به رأى خويش تفسير كند جايگاهى از آتش براى خود فراهم خواهد كرد » . ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 190 ، « كتاب القضاء » ، « أبواب صفات القاضي » ، باب 13 ، حديث 37 ؛ عوالي اللآلي ، ج 4 ، ص 104 ، حديث 154 .